آرشیدای نازنینم! دختر گلم! 3 شنبه خونه خاله سارا دعوت بودیم ! خاله بهنوش و خاله الهه هم بودن ! شما و مهران و آدریان مهمون دلسا جون بودین! خیلی هم میزبان خوشرو و مهربونی بود! با هم بازی کردین ! شما شکمو بازی در اوردی و دستت گاز گرفتی و اشکتم در امد! الهی من بمیرم! جالب اینکه تو دلسا حسابی بازی کردین و شدیدا مقاومت میکردی نمیخوابیدی! آدریان و مهران خوابیدن! بعد که بیدار شدن تو دلسا خوابتون برد 2 تا 2تا باحال بود! در کل همتون خوب بودین ! شما اروم و خانوم بودی! دلسا خوش رو و مشغول بازی! مهران هم مشغول غر زدن و گریه!و البته خوش تیپ! آدریان هم خوب و دوس داشتنی! خیلی خوش گذشت و خاله سارا دستت درد نکنه! کلی زحمت دادیم...